تبليغاتX
رضویه

    هفته پژوهش را به همه تلاشگران عرصه پژوهش تبریک می گوییم.                    

پژوهش : یافتن کلید معنی در عمق و تصور است . پژوهش ، شوک دادن به پیکره بی جان واژه ها و تزریق چند سی سی ، نور به روح خفته انسان است.

پژوهش : اجازه بهر ه برداری دادن از معدن تفکر و خالص کردن درصد تأمل است.

پژوهش: مداوای گمراهی و کوردلی انسان است.

پژوهش: کشف ذائقه کلمات و پی بردن به روحیه ذره ها است .

پژوهش: تسلیم کردن سیاهی و تباهی و به زانو درآوردن جعل و عصیان گری است.

پژوهش: عرق ریزی و کم کردن وزن نادانی است. پژوهش ، پی بردن به اسرار سر به مهری است که تا آن را نکاوی و جستجو ننمایی ، سر به مهر سکوت می مانی.

« سر به مهر سکوت می ماندند            رازهایی که خود نمی دانند»

پژوهش: مسیری است که بوعلی ها و ابن خلدون ها و افلاطون ها ، در آن قدم زدند، و در پایان راه ، دم از تهیدستی زدند ، پژوهش ، اختراع بینشی نو، از جنس نور و کشف حقیقتی تازه از جنس شهود است.

+ نوشته شده توسط واحد پژوهش در پنجشنبه بیست و ششم آذر 1388 و ساعت 14:6 |

  اساساً یکی از ویژیگی های منحصر به فرد قرآن جا ودانگی و جهانی بودن آن است ، به این معنا که، پیام های آن محدو د به زمان و مکان خاصی نمی شود ، و این مطلب که گفته می شود ، حکم برخی آیات به خاطر داشتن شأن نزول منحصر در همان شأن نزول میباشد ، ادعایی بیش نیست .

از جمله ، آيه مباهله[1] که به پيوست آياتي كه قبل و بعد از آن نازل شده، نشان مي دهد كه در برابر پافشاري مسيحيان در عقايد باطل خود از جمله ادعاي الوهيت حضرت مسيح(علیه السلام ) و عدم كارايي منطق و استدلال در برابر لجاجت آنها، پيامبر(صلی الله علیه و آله ) مأمور مي شود از طريق مباهله وارد شود، و صدق گفتار خود را از اين طريق خاص روحاني و اعجاز، به ثبوت برساند، يعني با آنها مباهله كند تا راستگو از دروغگو شناخته شود!

حال این پرسش مطرح می شود، که آیا جریان مباهله مختص پیامبر «صلی الله علیه و آله »میباشدو یا پیام آن عمومی و خطاب به همه ی مسلمین جهان است ؟

مباهله از نظر مفهوم و معناي اصطلاحي كه در آيه به آن اشاره شده، به معناي نفرين كردن دو نفر به همديگر است. به اين ترتيب كه وقتي استدلالات منطقي سودي نداشت، افرادي كه با هم درباره يك مسأله مهم ديني گفت وگو دارند در جايي جمع مي شوند و به درگاه خدا تضرع مي كنند و از او مي خواهند كه دروغگو را رسوا سازد و مجازات كند، همان كاري كه پيامبر اسلام(صلی الله علیه و آله ) در برابر مسيحيان نجران كرد كه در آيه به آن اشاره شده است .

در روايت است كه مسئله مباهله  به عنوان يكي از معجزات جاودانه پيامبر اسلام(صلی الله علیه و آله ) است كه در زمان هركس كه در برابر حقانيت دين اسلام و پيامبر موضع گيري كرد و آن را تكذيب نمود و بر عقايد باطل و كفرآميز خود پافشاري كرد مي توان به عنوان آخرين راهكار از آن بهره برد و با شرايط خاصي مباهله كرد. در روايت است كه براي اين منظور پس از پذيرش مباهله از سوي مقابل، مؤمن به معناي اصطلاحي و واقعي كلمه پس از روزه گرفتن و ياد كرد خداوند به نزد مخالف رفته و با شبكه و در هم فرو كردن انگشتان در يك ديگر، اقدام به نفرين و لعن و شناسايي دروغگو از سوي خدا و عذاب وي كند.

اين روايت و روايات مشابه نشان مي دهد كه مباهله، معجزه جاودانه اسلام است و هر مومني ، كه داراي خصوصيات ذكر شده در روايات اهل بيت (علیه السلام ) است ، مي تواند خود آن را تجربه كند. البته شرط اساسي مباهله بيان حجت و اتمام آن از سوي مؤمن است؛ چنان كه پيامبر اكرم(صلی الله علیه و آله ) پس از مناظرات و گفت وگوهاي بسيار براي روشن شدن حقانيت اسلام اقدام به اين كار كرد.

روايات امام صادق(صلی الله علیه و آله ) بيانگر اين نكته است كه حكم مباهله حكمي عمومي و جاودانه است. در تفسير نور الثقلين ج 1 ص 351 آمده است كه امام جعفر(عليه السلام) مي فرمايد: اگر سخنان حق شما را مخالفان نپذيرفتند آنان را به مباهله بخوانيد.

راوي مي پرسد: چگونه مباهله كنم؟

فرمود: خود را سه روز اصلاح اخلاقي كن.

راوي مي گويد: گمان مي كنم كه فرمود: روزه بگير و غسل كن و با كسي كه مي خواهي مباهله كني به دشت برو. سپس انگشتان دست راستت را در انگشتان راست او بيافكن و از خودت آغاز كن و بگو: خداوندا! تو پروردگار آسمان هاي هفتگانه اي و آگاه از اسرار نهان هستي و رحمان و رحيمي. اگر مخالف من حقي را انكار كرده و ادعاي باطلي دارد بلايي از آسمان بر او بفرست و او را به عذاب دردناكي مبتلا ساز!

دوباره اين دعا را بخوان و بگو: اگر اين شخص حق را انكار كرده و ادعاي باطلي مي كند بلايي از آسمان بر او بفرست و او را به عذابي دچار ساز!

سپس آن حضرت فرمود: چيزي نخواهد گذشت كه نتيجه اين دعا هويدا و آشكار خواهد شد. به خدا سوگند! هرگز نيافتم كسي را كه حاضر باشد اين چنين مباهله كند. ( مركز فرهنگ و معارف قرآن)[2]

علامه طباطبایی «ره » نیز به این مطلب اشاره نموده است و درپاسخ کسانی که به انکار اعجاز قرآن پرداختند، فرمودند: شارع مقدس، خارق عادت عمومی دیگری  را به دست هر فرد مسلمان با ایمان سپرده که در حقیقت ، معجزه ی همیشگی پیشوای دین و کرامت امت وی میباشد، و آن مسئله ی مباهله است، که هر فرد با ایمانی با تأسی  به پیشوای خود ، پیامبر اسلام «صلی الله علیه و آله » میتواند در راه اثبات حقی از حقایق دین ، با همین سلاح ،پنجه درپنجه ی خصم خود انداخته و با درخواست از  پیشگاه خدای توانا فرمان نابودی وی را صادر کند .این دانشمندان هر وقت بخواهند ،میتوانند، با فردی از افراد با ایمان مسلمان مباهله کنند و حقانیت این آیین پاک و دعاوی آن را آزموده ، و ثبوت و هویت معجزه را از نزدیک با رأی العین مشاهده نمایند . اینک این گوی و میدان 3]                      


[1] - فمن حاجک فیه من بعد ما جاءک من العلم فقل تعالوا ابناءنا و ابناءکم و نساءنا و نساءکم ثم نبتهل فنجعل لعنت الله علی الکاذبین     (آل عمران ،61)

[2]  - منصور خلیلی ، مقاله ی مباهله، آخرين راهكار مسالمت آميز در مسير روشنگري، کیهان ،ش 26/10/85.

۳- محمد حسین طباطبایی ، اعجاز قرآن ،صص126-128

+ نوشته شده توسط واحد پژوهش در شنبه بیست و یکم آذر 1388 و ساعت 9:40 |

نیمه ذیحجه ،یاد آور میلاد مهد هدایت ،امام هادی «علیه السلام »است ، که با یاد آن دل هوای پر کشیدن بر«سامرا »را در سر می پروراند  .

 سامرا سرای صمیمیت و صفا و سرزمین خاطره هاست، شهری که در آسمان غم گرفته ی خویش، سه آفتاب ناب را در یک کهکشان بی نظیر جای داده است.

در فضل سامرا همین بس که مشهد عسکریین و مهد هدایت و مشرق آفتاب امید و انتظار است،آفتابی که در عین غیبت و غربت ،غروب ناپذیرو خاموش نشدنی است.

 اگر کعبه،آن کانون کمال، خانه ی خدا و محل ولادت خلیفه ی به حق خدا، مولا علی «علیه السلام» است و به نام« بیت الله» خوانده میشود ، سامرا نیز طور سینایی است با سه موسی و خانه ی وارث  پیامبران و خاتم همه ی خوبان حضرت مهدی روحی فداه، و جا دارد  « بیت بقیه الله» نامیده شود . اگر چه همه جا جلوه ای از جمال الهی و نوری از آن خورشید خدایی جلوه گر است .

واگر مدینة النبی ، آن نخستین مدینه ی فاضله و اولین آرمان شهر واقعی «شهر حضرت رسول« صلی الله علیه و آله » و «مشهد زهرای بتول «سلام الله علیها » » نامیده می شود، سامرا را نیز سزاوار است که شهر آینه ها خوانده شود ، شهری که صحنه هایی بس بسیار سینایی ، از سه آینه  تمام نمای الهی در سینه دارد. آینه های شفاف و زلالی که هر یک تفسیر پاک و کاملی از جمال محمدی و جلال علوی و فضل فاطمی است و همه ، نور خدا را تکثیر و منتشر می کنند .

واگر نجف، مشهد نجابت ناب و آستان آفتاب و مزار عدالت و انصاف و در یک کلمه ، شهر علی«علیه السلام » و مدفن عدل وداد است ،سامرا نیز مرقد دو فضیلت  مظلوم از فرزندان فاطمه«سلام الله علیها » و دو رهبر معصوم از جانشینان حضرت محمد « صلی الله علیه و آله » است .

و اگر کربلا ، حریم حریت ، و حیرت آباد حماسه هاست و مشهد بزرگ شهیدانی است که شهرت شهادت آفرینشان ، زمین و زمان را در نوردیده و یاد حیات بخششان نور دیده ها و صفای دلهای صاف و صمیمی گشته است و هیچ دل آگاهی نیست که از آن ابر مردان یادی نکند و ذکر نامشان  نوری بر ضمیرش نقش نبندد، سامرا هم مشهد شهیدان و سرزمینی از آلاله های سرخ است .

و اگرکاظمین، آن مشهد شهیدین و مزار جوادین«علیهم  السلام » ، کانون نور و کمال و مدفن جود و جمال است، سیمای سامرا نیز چون  طور سینین و بلد امین ، جمال و جلال خدا را به تجلی نشسته است و آلاله های زیادی را از گلستان همیشه خونین فاطمه زهرا «سلام الله علیها » در پهن دشت خویش پذیرا گشته است .

سامرا باغ  شقایق ها و شهر شهداست . شهدای بزرگی که زیر غبار قرن ها غربت و غم مظلومانه مدفون گشته اند و امروز نیز در خانه ی خاموش خویش ، غریب و مظلومند و دشمنان ستم کار تر از حجاج ، و مستبد تر از متوکل ها ، خیال دارندکه خانه خورشید را خراب و وادی ولایت را ویران کنند ، غافل از اینکه خدا خود نور خویش را تمام و تکمیل خواهد کرد ، اگرچه کافران را ناخوشایند آید.[1]

« وَاللهُ مُتِمُّ نُورِهِ وَلَوکَرِهَ الکافِرُون »[2]


[1] محمد صحتی سر درودی ، سیمای سامرا سینای سه موسی، بیجا ، مرکز چاپ و نشر سازمان تبلیغات اسلامی ، 1374،ص18-16.

[2]سوره صف،آیه ُ8.

+ نوشته شده توسط واحد پژوهش در دوشنبه شانزدهم آذر 1388 و ساعت 8:46 |

غدیر، زلال حقیقی همیشه جاری است.

شیعه برای غدیر و غدیر، همه چیز شیعه است.

غدیر، نام دیگر شیعه و تشیع است.

شیعه با غدیر معنا پیدا کرد و ماهیت وجودی خود را یافت، چرا که بدون غدیر، شیعه و تشیع معنایی نداشت.

غدیر رمز پایداری، تلاش و کوشش جاودانه عاشقان خداست.

غدیر رمز و راز اکمال دین و اتمام نعمت پروردگاری است.

غدیر عله العلل جاودانگی رسالت است.

غدیر علت اصلی تداوم دین و جاودانگی احکام الهی است.

غدیر ریشه تمام فضیلت ها، شرافت ها، ارزش ها و به تکامل رسیدن هاست.

غدیر عامل اصلی ایثارگری ها، فداشدن ها، شهادت ها، سربردار شدن ها و عاشوراهای مکرر تاریخ است.

چون غدیر سامان یافت، عاشورا تحقق پذیرفت.

و عاشوراییان همیشه تاریخ در تداوم خط اسلام ناب و خط ولایت و غدیر، برای پای فشردن در خط غدیر در تداوم وفاداری ها، رعایت عهد و پیمان ها، به استقبال شهادت رفتند و خواهند رفت.

اگر غدیر نبود عشق می مرد و رسالت ناتمام می ماند.

و گلواژه های شهادت و ایثار بی معنا بود.

به نقل از کتاب غدیر شناسی، محمد دشتی، ص13.

+ نوشته شده توسط واحد پژوهش در پنجشنبه دوازدهم آذر 1388 و ساعت 9:13 |
شهادت امام محمدباقر شکافنده علوم پنجمین اختر اسمان امامت و ولایت را تسلیت می گوییم.

امام باقر علیه السلام در بیان اهمیت عمل به دانسته ها و نقش آن در تکامل علمی انسان می فرماید:

«من عمل بما یعلم علّمه الله ما لم یعلم.»      بحار الانوار/ ج۷۸/ص۱۸۹

«کسی که به دانش خود عمل کند و دانسته هایش را بکار بندد خداوند به او حقایق و اسرار نهفته ی جدیدی را خواهد آموخت.»

عمل راه تقرب به خداوند

امام باقر علیه السلام به فردی از شیعیان فرمود:

«ابلغ شیعتنا انّه لاینال ما عندالله الاّ بالعمل وابلغ شیعتنا انّ اعظم النّاس حسره یوم القیامه من وصف عدلاْ ثم خالفه الی غیره»        بحارالانوار/ ج۲/ ص۲۹

«این پیام مرا به شیعیان ما برسان که: به آنچه نزد خداوند است نایل نخواهند شد و دست نخواهند یافت مگر به وسیله ی عمل. و نیز این پیام را به آنان برسان که بیشترین حسرت را در قیامت کسی دارد که عدالت را بستاید ولی خود برخلاف آن عمل نماید.»

عمل نیازمند استمرار و مداومت

امام باقر علیه السلام می فرماید:

«احبّ الاعمال الی الله عزوجل مادوام العبد علیه و ان قلّ»          وسائل الشیعه/ج۱/ص۷۰

«محبوبترین عمل نزد خداوند عمل نیکی است که انسان بر آن مداومت داشته باشد هرچند خود عمل اندک و کوچک باشد.»

 

+ نوشته شده توسط واحد پژوهش در سه شنبه سوم آذر 1388 و ساعت 11:39 |

بنيانگذار جمهوري اسلامي ايران حضرت امام خميني (ره):

ــ بسيج شجرة طيبّه و درخت تناور و پرثمري است كه شكوفه‌هاي آن بوي بهار وصل و طراوات تعيين و حديث عشق مي‌دهد.

ـ اگر بر كشوري نواي دلنشين تفكر بسيجي طنين انداز شد چشم طمع دشمنان و جهانخواران از آن دور خواهد گرديد.

ـ ملتي كه در خط اسلام ناب محمدي(ص) و مخالف با استكبار و پول‌پرستي و تحجرگرايي و مقدس‌نمايي است بايد همة افرادش بسيجي باشند.

ـ بسيج لشگر مخلص خداست كه دفتر تشكل آن را همة مجاهدان از اولين تا آخرين امضاء نموده‌اند.

ـ بسيج مدرسة عشق و مكتب شاهدان و شهيدان گمنامي است كه پيروانش بر گلدسته‌هاي رفيع آن اذان شهادت و رشادت سرداده‌اند.

 

ولی امر مسلمین جهان حضرت آيت الله العظمي خامنه‌اي (مدظله العالي):

 ـ‌ بسيج به معني حضور و آمادگي در همان نقطه‌اي است كه اسلام و قرآن و امام زمان (ارواحناه و فداه) و اين انقلاب مقدس به آن نيازمند است.

ـ شما جوانان بسيجي و سپاهي و جوانان مؤمن، آگاهي را با احساس مسئوليت و شور و شعور همراه كرديد.

ـ نيروهاي نظامي و بسيجي ما مؤمن و با اخلاصند و به عنوان پشتوانه‌اي كه هيچ خدشه‌اي در آن راه ندارد, محسوب مي‌شوند.

ـ اگر بسيج در دوران پس از جنگ نبود و اگر امروز هم نباشد, كميت اين انقلاب و اين نظام واهمة حركتهاي سازندة اين كشور لنگ است.

با توجه به جایگاه بسیار حساس بسیج در نشان دادن چهره نظام جمهوری اسلامی و ایجاد جاذبه در درون جامعه برای مشارکت و جذب هر چه بیشتر جوانان و نوجوانان به سمت الگوهای سازنده مبتنی بر هویت ملی – مذهبی از دیدگاه مقام معظم رهبری، بسیج و بسیجی مسؤولیتی سنگین را به عهده داشت و توانست یک ارتش معنوی مردمی را پایه ریزی کند. به طوری که امام خمینی(ره) در مورد بسیجیان قهرمان فرمودند: شما آیینه مجسم مظلومیت ها و رشادت های این ملت بزرگ، در صحنه نبرد و تاریخ مصور انقلابید. شما فرزندان مقدس و پرچمداران عزت مسلمین و سپر حوادث این کشورید. شما یادگاران و همسنگران و فرماندهان و مسؤولان بیداردلانی بوده اید که امروز در قرارگاه محضر حق مأوا گزیده اند. من به طور جد و اکید می گویم که انقلاب و جمهوری اسلامی و نهاد مقدس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی که بحث از بزرگ ترین سنگرهای دفاع از ارزش های الهی نظام ما بوده و خواهد بود، به وجود یکایک شما نیازمند است چه صلح باشد و چه جنگ.( صحیفه نور ، جلد 21، ص 18و19.)

بسيج شجره طيبه ست كه در خاك جبهه روييده است

بسيجي سلام بر تو

كه مرواريد خاطرات هميشه زنده

شهامت و استواري را در صدف جانت پرورانده اي

عشق الهيت،قلب آسمانيت را مي ستايم

و از خدا مي خواهم که ما فرزندان اين مرزهميشه سربلند

پاسدار خوبي براي ارزشهايي باشيم که تو پايدارش ساختي

هفته ي بسيج بر بسيجيان هميشه بيدار مبارک

+ نوشته شده توسط واحد پژوهش در دوشنبه دوم آذر 1388 و ساعت 12:58 |

ازدواجی به گستردگی آفتاب

نخستین روز از آخرین ماه قمری و روز اول ماه ذیحجه، سال روز پیوندی آسمانی است که دیگر هیچگاه مانند آن در تاریخ تکرار نشد. علی علیه السلام، پیشوای پارسایان با فاطمه سلام الله علیها، برترین بانوی جهان پیمان عشق بست و خدا، والاترین فرستاده خویش را بر این پیمان گواه گرفت برکت این ازدواج، عمری به گستردگی آفتاب دارد؛ همچنان که یاد و نام آن در تاریخ برای همیشه ماندگار شد. اول ذیحجه، روزی مبارک برای همه عروسها و دامادهایی است که دل به زندگی فاطمی داده اند تا شادی خود را با خاطره همیشه روشن آن روز مبارک، پیوند زنند.

درسهایی از ازدواج حضرت زهرا سلام الله علیها و حضرت علی علیه السلام برای خانواده ها

بنابراین لازم است که همه تازه عروسها البته تازه دامادها، درسهایی از ازدواج حضرت زهرا سلام الله علیها و حضرت علی علیه السلام بیاموزند از ماجرای ازدواج امام علی علیه السلام و حضرت فاطمه سلام الله علیها، نکات بسیار جالبی می آموزیم.

پس اگر خواهان سعادتیم باید تمام تلاش خود را بکنیم تا ازدواج ما بر مبنای صحیحی صورت گیرد ساده زیستی و قناعت دو اصلی است که توجه به آن برای یک زندگی سالم ضروری است؛ چرا که قید و بندهای اجتماعی در امر ازدواج بیشتر نشأت گرفته از فرهنگ غیر اسلامی یا ساخته پرداخته ذهن های مادی و اشرافی است که به دست و پای جوانان و والدین می افتد و چون غل و زنجیر بزرگ و بزرگ تر می شود.

هم کفو و همتا بودن، گذشت تفاهم ابراز محبت از اصولی است که برای یک زندگی سالم و خوشبخت لازم و ضروری است.

 

ازدواج حضرت :

وقتی عبد الرحمن بن عوف که مرد ثروتمندی بود به خواستگاری آمد  .پیامبر مشتی خاک به رویش پاشیدند وفرمودند تو  گمان کردی من بنده ثروتم که با پول می خواهی فخر بفروشی.

پیامبر صلی الله علیه وآله و سلم  دست رد برسینه  همه خواستگاران ناقابل  زده بود ودر جواب  آن همه اصرار می فرمودند  «انتظر امر الله فیها » و«امرها الی ربها »

حضرت علی علیه السلام  دق الباب کردند وپیامبر در خانه چشم به راه وجودنازنین اوبود با لبخندی اورا به خانه فرا خواندند حضرت علی  علیه السلام  باشرم در محضر یگا نه معلمش نشست پیامبر فرمودند : علی جان برای چه منظوری  آمده ای  ؟

 ابهت وجود رسول خدا اورا فرا گرفته بود رسول خدا ص فرمود شاید برای خواستگاری فاطمه آمده ای؟

پیامبر فرمودند باید از فاطمه بپرسم وفاطمه که  همه هستی او بود  در پی سخنان پدر واعلام خواستگار ی بهترین مرد دنیا، سر به زیر انداخت وپدر دریافت که سکوت  فاطمه سلام الله علیها  نشانه رضایت  است .

آن روز آسمان را  آذین بسته بودند وآسمانیان را سروری مضاعف فرا گرفته بود بارانی از گلهای شادی  بر زمینیان می بارید وآن روز چهره ریحانه رسول خدا  صلی الله علیه وآله و سلم  از همیشه درخشان تر به نظر می رسید وحوریان از شرم رخ زیبای اوچهره در نقاب پنهان کرده بودند

وامر پرودگار به پیامبر برای تزویج این دو تحقق یافت که یامحمد: خدا بر تو سلام می رساند ومی گوید من فاطمه  را در آسمانها به ازدواج علی ابن ابی طالب در آوردم وتو در ز مین این کار را انجام بده.

در هنگام خواندن عقد به جبرییل امر کرد تا در آسمان چهارم بایستد وفرشتگان صف زدند وسپس درختان بهشتی مامور نثار جواهر بر فرشتگان شدند وهر فرشته ای که بیشتر نثار بر می گرفت تاقیامت بر دیگران افتخار کرد وفاطمه تنها زنی است که خطبه اورا جبرییل  خواند .

«لو لم یخلق علی لم یکن لفا طمه کفو»           کنوز الحقایق ص 124

آری بی نظیر وجود فاطمه را کفوی نبود اگر علی در عرصه هستی گام نمی زد وچه زیبا خداوند فرمود: «مرج البحرین یلتقیان »

 دودریای نور  به آمیختند وچشم زمینیان تا روزقیامت   از  تلالو  نورانی آنها غرق در بهت گردید .

 

شیرازی، مکارم ،زهرا برترین بانوی جهان  ،  ص35 – 37     

محلاتی ،سید هاشم ، زندگانی حضرت فاطمه س،ص 37-47

+ نوشته شده توسط واحد پژوهش در چهارشنبه بیست و هفتم آبان 1388 و ساعت 12:38 |

امام جواد « علیه السلام »

نام مقدس:محمد

لقب شریف : جواد ، تقی

پدر بزرگوارش : رضا « علیه السلام»

مادر گرامیش : سبکیه یا خیزران 

ولادت با سعادت: 195 هجری قمری

محل ولادت: مدینه

شهادت: آخر ذی قعده

سن مبارک: 25 سال

 

از آنجا که امام جواد نخستین امامی بود که در خردسالی به منصب امامت رسید ، مناظرات و بحث و گفتگوهایی داشته است که برخی از آ نها بسیار پر سر وصدا و هیجان انگیز و جالب بوده است علت اصلی پیدایش این مناظرات این بود که از یک طرف ، امامت او به خاطر کمی سن برای بسیاری از شیعیان کاملاً ثابت نشده بود «گر چه بزرگان و دانایان شیعه بر اساس عقیده شیعه تردیدی در این زمینه نداشتند» از اینرو برای اطمینان  خاطر و به عنوان آزمایش، سؤالات فراوانی از آن حضرت می کردند.

امام جواد « علیه السلام» با تمام محدودیتهای موجود ،از طریق نصب وکلا و نمایندگان ، ارتباط خود را با شیعیان حفظ می کرد.

در سراسر قلمرو حکومت خلیفه عباسی، امام کارگزارانی « وکلایی » را اعزام می کرد و با فعالیت گسترده آنان از تجزیه نیروهای شیعه جلوگیری می شد .کارگزاران امام در بسیاری از استانها مانند : اهواز ، همدان ،سیستان، بست، ری، بصره، واسط، بغداد، و مراکز سنتی شیعه یعنی کوفه وقم پخش شده بود ند. تعداد راویان و اصحاب حضرت جواد «علیه السلام» قریب صد وده نفر بوده اندو جمعاً 250 حدیث از آن حضرت نقل شده ،نباید تعجب کنیم زیرا از یک سو ،آن حضرت شدیداً تحت مراقبت و کنترل سیاسی بود واز طرف دیگر ، زود به شهادت رسید.[1]

این نو گل باغ ولایت و عصمت گر چه کوتاه عمر بود ولی رنگ و بویش مشام جانها را بهره مند ساخت .

آثار فکری و روایاتی که از آن حضرت نقل شده و مسائلی را که آن حضرت پاسخ گفته و کلماتی که از آن حضرت بر جای مانده ، تا ابد زینت بخش صفحات تاریخ اسلام است. دوران عمر آن امام بزرگوار 25 سال و دوره امامتش 17 سال بوده است.[2]

کسی که هست فلک بندة علوّ مقامش

مهی که زیور مهر و مه است پرتو نامش

فغان که همسر غدّار شوم زشت مرامش

به جای شهید محبت شرنگ ریخت به کامش

شهید کینة اعدا جواد آل محمد صلی الله علیه وآله و سلم

دریغ و درد که در مطلع بهار جوانی

نهال عمر وی افسرد از سموم خزانی

به سوگ آن گهر بحر علم و کنز معانی

نشسته عالم و مردانی اش به مرثیه خوانی

که دیده بست ز دنیا جواد آل محمد صلی الله علیه وآله و سلم

 



[1]-سیمای پیشوایان در آینه تاریخ ، مهدی پیشوایی، ص 159 .  

[2] - سیمای پیشوایان در آینه تاریخ ، مهدی پیشوایی، ص 209 .

+ نوشته شده توسط واحد پژوهش در سه شنبه بیست و ششم آبان 1388 و ساعت 10:5 |

روز دانش آ موز 13 آبان

سیزده آبان در تاریخ انقلاب اسلامی برگی زرین و مقطعی حساس و مناسبتی پر خاطره است ، به خصوص آ ن که چهارده سال بعد از تبعید حضرت امام « ره» در همین روز « 13 آبان 57 » فرزندان امام « صدها دانش آموز و دانشجو » در مقابل دانشگاه تهران و خیابانهای اطراف با شعار « درود بر خمینی » و مرگ بر شاه » پایه های حکومت را به لرزه انداختند . و با گلوله های مأ موران شاه به خاک و خون غلطیدند.

صبح روز 13 آبان57  دانش آموزان در حالی که مدارس را تعطیل کرده بودندروی به سوی دانشگاه می نهند تا بار دیگر پیوندشان را با رهبر بت شکن خویش به جهان اعلام نمایند .این جوانان پرشور به همراه دانشجویان و گروهای دیگری از مردم در زمین چمن دانشگاه اجتماع کردند . و فریاد مقدس « الله اکبر » آنان فضا را می شکافت و تا فاصله های دور طنین می انداخت .  مأ موران ابتدا در ساعت یازده چند گلوله گاز اشک آ ور در میان دانش آموزان و دانشجویان پرتاب کردند .اجتماع کنندگان در حالی که به سختی نفس می کشیدند ، صدای خود را رساتر کرده و با فریاد دشمن شکن « الله اکبر » لرزه بر اندام مأ موران مسلح شاه افکندند.

سپس تیراندازی آغاز گشت و لاله های انقلاب یکی پس از دیگری در خون غلطیدند .در این فاجعه 56 تن شهید و صدها نفر مجروح شدند .

امام « رحمه الله » در پیامی که به همین مناسبت از پاریس برای امت قهرمان ایران فرستادند ، امت را به صبر و بردباری دعوت کردند .

عزیزان من صبور باشید که پیروزی نهایی نزدیک است و خدا با صابران است ...ایران امروز جایگاه آزادگان است ...من از این راه دور چشم امید به شما دوخته ام ... صدای آزادیخواهی و استقلال طلبی شما را به گوش جهانیان می رسانم .

+ نوشته شده توسط واحد پژوهش در چهارشنبه سیزدهم آبان 1388 و ساعت 14:23 |

عنوان:

نکته های ناب (1)

همزمان با ایام دهه کرامت و میلاد پر برکت امام رضا علیه السلام

                                                          «واحد پژوهش و فرهنگی مدرسه علمیه رضویه»

 بسم الله الرحمن الرحیم

فکر کردیم که در این شب و روزهای نورانی ماه ذیقعده که بهارچله گیری است برای شما که می خواهید حرکت کنید و بروید تا به اوج برسید توشه ای آماده کنیم، نامش را نکته های ناب گذاشتیم ان شاءالله اگر توفیق باشد این کار را ادامه خواهیم داد.

اگرچه امروزه نمی توانیم از محضر بزرگان به طور حضوری استفاده ببریم ولی خوشبختانه کتابها-بوستان های علما- در دسترس قرار دارند تا ما بتوانیم خوشه ای و دسته گلی بچینیم. این دسته گلهای ناب تقدیم شما باد.

چله گیری از جمله رهنمودهای والای دینی است که در شرافت بی نظیر است. و تأثیرات شگرفی بر وجود آدمی می گذارد. از این رو بزرگان دینی ما همواره به سالکین راه حقیقت و ولایت تأکید می کنند که این سنت ناب اسلامی را از دست ندهند. بهترین زمان آن در ماه ذیقعده و دهه اول ذیحجه می باشد. امیدواریم جزوه حاضر راهگشای شما عزیزان باشد.

فضیلت عدد چهل:

قبل از این که به مباحث چله گیری بپردازیم خوب است به فضیلت عدد چهل اشاره ای کنیم:

عدد چهل از ميان اعداد از قداست خاصي برخوردار است. و دراحادیث زیادی از اهل بيت عصمت و طهارت بر آن تکيه شده است. در مورد اهمیت عدد چهل در روایات می توان گفت شاید این عدد رمز تکامل و کنایه از کثرت و تکرار باشد و راز تکرار در وجود آدمی تثبیت شدن ملکات و فضایل انسانی است که به چند نمونه اشاره مي کنيم[1]:

1.«هرکس براي امت من چهل حديث از احاديث مورد نياز آنها در امور مذهبي حفظ کند خداونداورا در روز قيامت فقيه وعالم محشور فرمايد.»

2.«زمين چهل روز در مرگ مؤمن مي گريد.»

3.«چهل روز اخلاص در عمل موجب سرازير شدن حکمت از قلب به زبان مي گردد. »

4.«اگر چهل نفر جمع شوند و دعاکنند خداوند مستجاب مي فرمايد.»

5.«براي انعقاد نطفه حضرت زهراسلام الله علیها رسول خدا صلی الله علیه وآله و سلم به فرمان خدا چهل روز از حضرت خديجه سلام الله علیها     عزلت گزيد.»

6.«حضرت آدم علیه السلام درفراق بهشت چهل روز گريست.»

7. «رشد انسان در چهل سالگي به حد کمال مي رسد.»

8.«بيشتر پيامبران در چهل سالگي مبعوث شدند.»

 اعمال ماه ذیقعده

این ماه از ماههای حرام و دارای حرمت است که در قرآن مجید بدان اشاره شده است و در روایت است که ذیقعده محل استجاب دعا در وقت شدت و سختی است.

1.در روز يک شنبه  ماه ذيقعده نمازي با فضيلت وارد شده و کيفيت آن چنان است که در روز يک شنبه غسل کند و وضو بگيرد و چهاررکعت نماز گذارد در هر رکعت حمد يک مرتبه و توحيد سه مرتبه و معوذتين يکمرتبه سپس استغفار کند هفتاد مرتبه و ختم کند استغفار را به لاحول ولاقوه الا بالله العلي العظيم پس بگويد:

« يا عزيز ويا  غفار اغفرلي ذنوبي و ذنوب جميع المؤمنين و المؤمنات فانه لايغفر الذنوب الا انت.»

2.عمل مستحبي ديگر در ماه هاي حرام اينکه سه روز متوالي که پنج شنبه، جمعه و شنبه باشد را روزه بداردکه ثواب نهصد سال عبادت براي او نوشته مي شود .

3. این ماه، ماه زیارتی امام رضا علیه السلام می باشد و روز بيست و سوم به قولي شهادت امام رضا علیه السلام است که زيارت آن حضرت از نزديک و دورسنت است و بزرگان بر آن تأکید داشتند.

4.شب بيست و پنجم، شب دحو الارض است شبی بسیار بافضیلت که رحمت خدا در آن نازل می شود و قیام به عبادت در آن شب مساوی با عبادت صد سال است. دحوالارض(پهن شدن زمین از زیر خانه کعبه بر روی آب) و اعمال آن عبارتست از:

الف)روزه، که روز دحو الارض یکی از چهار روزی است که در تمام سال به فضیلت روزه ممتاز است و مانند روزه هفتاد سال است.

 ب) غسل

 ج) دورکعت نماز است در وقت چاشت که در هر رکعت بعد از حمد پنج مرتبه سوره والشمس بخواند و بعد از سلام نماز بخواند:

« لا حول ولاقوه  الا بالله العلي العظيم» سپس تلاوت دعايي که وارد شده:

«يا مقیل العثرات...»

د)خواندن دعاي مستحبي «اللهم داحي الکعبه...»

 گزیده ای از سخنراني استاد سائلي حفظه الله تعالی در شرح حدیث اربعين

 ماه ذیقعده یکی از مهم ترین دستورات و اعمالی که دارد؛ مسئله اربعین گیری است و قسمت عمده شرافت این ماه در اربعین گیری او نهفته است؛ و راز فضیلت ذیقعده در همین است و اسرار و بواطن و ملکوت این ماه را باید در اربعین گیری او جستجو کرد.

موسی سلام الله علیه رفت کوه طور، اربعین نگه داشت تا عبادت کند و از غیر ببُرّد تا حتی خودش را هم رها کند. این عبادتی است که موسی علیه السلام به سوی اوحرکت کرده.

نکته دیگر این است که نتیجه ی اربعین برای همه ی انسان ها یکسان نیست.از مهم ترین آثاری که می توانیم برای اربعینی که در روایات ما آمده ذکر کنیم این است که انسان در همان دهه ی آخر اربعین خودش با توجه به استعداد و ظرفیتش موفق می شود که با حضرت جبرئیل ارتباط برقرار کند. اين يکي ازآثارچله گيري است که انسان می تواند با تعدادی از فرشتگانی که با جبرئیل همکاری می کنند و زیر پوشش فرمان های او کار می کنند، ارتباط برقرارکند.

خدای متعال در سوره ی آل عمران وقتی که حضرت مریم سلام الله علیها را توصیف می کند او را به عنوان کسی معرفی می کند که توانسته با جبرئیل مکالمه کند.

پیامبر مکرم اسلام صلی الله علیه و آله فرمود که:

«مَن أخلَصَ للهِ أربَعینَ صَباحاً فَجَّرَ اللهُ یَنابیعَ الحِکمَةِ مِن قَلبِهِ عَلی لِسانِهِ»[2]    

این حدیث نمی خواهد بگوید، هرکس یک اربعین نگه دارد تا به اخلاص برسد،آن وقت «فَجَّرَ اللهُ یَنابیعَ الحِکمَةِ مِن قَلبِهِ عَلی لِسانِهِ»،چون می گوید: «أخلَصَ للهِ» کسی که چهل روز اعمالش را خالصانه انجام دهد، این معنای «فَجَّرَ اللهُ یَنابیعَ الحِکمَةِ»، نیست. معنایش این است که آن اربعین را در اخلاص نگه دارد. اربعینش در اخلاص باشد. به عبارت دیگر، یک اربعین در مراتب چهل گانه ی اخلاص، داشته باشد تا این که به مراحل پایانی اخلاص دست پیدا کند. به عبارت دیگر روز اول در منزل اول اخلاص، باشد. روز سی ام در منزل سی ام اخلاص حضور داشته باشد. و همین طور توی اخلاص باید سیر کند. اگر کسی این اربعین را درست برگزار کرد، پیامبر بزرگوار ما صلی الله علیه و آله وسلم  می فرمایند: خداوند منفجر می کند منابع حکمت را از قلبش به طرف زبانش.

این منابع حکمت در دل آدمی است.

«وَ اللهُ أخرَجَکُم مِن بُطونِ أمَّهاتِکُم لا تَعلَمونَ شَیئاً »[3]

آیه از یک سو می فرماید: وقتی خداوند شما را از بطون امهات تان خارج کرد، چیزی نمی دانستید. بعد می فرماید:« جَعَلَ لَکُم السَّمعَ و الا بَصَارَ و الأفئِدَةَ»[4]؛چرا می فرماید این ها را برای شما قرار دادیم. یعنی ابزار هایی هستند که با این ها می توانید شما علم را به دست بیاورید.

اربعین همین کار ها را می کند دل را پاک می کند،و منابع حکمت را در دل انسان فیضان می دهد.

آن حکمت را خداوند ، از کانال وجودی حضرت جبرئیل علیه السلام جریان مي دهد. مرحله نازل تر،  یعنی محلی که می خواهد آن منابع داخل آن قرار بگیرد، دل انسان است، پس دل را باید لای روبی کرد.

«لَیسَ العِلمُ فِی السَّماءِ فَیُنزِلُ إلَیکُم وَ لا فی تُخومِ الأرضِ فَیُخرِجُ لَکُم وَ لکِنَّ العِلمَ مَجبولٌ فی قُلوبِکُم تَأدَّبوا بِآداب الروحانیین یظهر لکم»[5]علم را توی آسمان ها نگردید که بر شما  مثل باران فرو بریزد ، و در اعماق زمین  نیست که مثل چشمه و قنات از پایین بزند بالا، «و لکنَّ العِلمَ مَجبولٌ » علم مجبول شده، جبلّه شده، سرشته شده، ذاتی شده در دل شما، یعنی باید از دل شروع کنید.

بعد حضرت فرمودند:

«تَأدَّبوا بِآدابَ الروحانیین یُظهر لَکُم» ظاهرشود برای شما، این کلمه، «وَ لکِنَّ العِلمَ مَجبولٌ فی قُلوبِکُم» معنایش این نیست که در دل شما منابع هست. معنایش این است، که علم ارتباط ذاتی با دل شما دارد. علم اگر برای کسی بخواهد حاصل شود لاجرم و لابدباید از طریق دل باشد. بنابراین باید خانه تکانی کنید.

خانه خالی کن که تا منزلگه جانان شود        

                            کاین هوسناکان دل و جان جای دیگر می کنند

انواع ولادت

ایشان در سخنرانی دیگری در این مورد می فرمایند:

ما نیاز داریم دو بار ولادت بیابیم ولادت دنیایی و جسمانی از رحم مادر و ولادت معنوی و روحی.

در ولادت اول (ولادت بدنی)، وارد ملک می شویم و در ولادت دوم (ولادت روحی)، وارد ملکوت می شویم در هر دوی این ولادت ها نیاز به تلاش داریم و باید فشار را تحمل کنیم و مراحلی را طی کنیم تا ولادت یابیم.

ما در ملک زندانی هستیم باید این قدر بزرگ شویم تا زندان را بشکنیم و به ملکوت برویم. و اگر در ولادت ملکی رشد نکنیم و نرسیم این عین مردن است.

همانطور که جنین با حرکت آرام و پیوسته و منطقی رشد می کند در ولادت ملکوتی هم با نظم منطقی باید به خودمان فرصت دهیم تا ظرفیت های زیادی پیدا کنیم. مثلاً صبر ما ملکی است ولی صبر پیامبران ملکوتی است. خوابهای ما تصرفات خیال ماست ولی خوابهای صادق یک هفتادم نبوت است. در ولادت ملکوتی با حقایق و ظرایف بیشتر و مدرنتری آشنا می شوید که فوق العاده شیرین تر و شیداکننده تر است. در ولادت ملکی خداوند می فرماید: «تبارک الذی بیده الملک»[6] یعنی بینشمان همین مقدار است که نعمت ها را می بینیم و می گوییم در ملکوت، خدا را تسبیح می کنیم ولی در ملکوت «سبحان الذی بیده ملکوت کل شیء»[7] آن قدر با خدا آشنا می شویم که می فهمیم بزرگتر از شکر و سپاس ماست. در ملکوت با جبرئیل و میکائیل و عزرائیل و ملائکه خدا آشنا می شویم و رفتارهای آنها را می بینیم.

 فرق های اربعین ملکی و ملکوتی

 اربعین ملکی با ملکوتی فرق دارد. اربعین ملکی برمی گردد به رفتارهای آدمی و افعال انسان، روحیات و اخلاقیات. آدمی در این اربعین رفتارش را درست می کند و به سراغ امور بیرون از وجود می رود ولی در اربعین ملکوتی به آنچه از آنها سر می زند و اصل وجود و درون و باطن و ذات و حقیقت را آباد می کند، بر می گردد. فرق است بین اصلاح و تطهیر، گاهی اصلاح و تطهیر مربوط به رفتار، روحیه یا مسائل روانی است. و گاهی اصلاح و تطهیر مربوط است به آنچه از وجود آدمی صادر می شود. باید سراغ اصل رفت. در اربعین ملکی شخص چهل حدیث حفظ می کند تا به دیگران کمک کند یا چهل روز روزه می گیرد و یا چهل روز از کارهای بد و خلق بد اجتناب می کند ولی در اربعین ملکوتی چهل روز ذات و حقیقتش، وجودش، دلش را تطهیرمی کند تا فقط دل را به تماشای خدا وادارد و با عمق نگاهش که مادی نیست غرق در نگاه خدا می شود. چهل روز دل او از یاد خدا باز نمی ماند و حریم خدا می شود، کعبه و بیت المعمور می شود. در نتیجه چشمه های حکمت از دلش به زبانش سرازیر می شود و فوران می کند و باعث تطهیر همه ی آلودگی ها می شود.

در اربعین ملکوتی می خواهد  عبادت وسجده واخلاص خودش را هم نبیند در روایت من اخلص نمی گوید اخلاص نسبت به عبادت وخوردن وخوابیدن پیدا کنید؛ بلکه می گوید کسی که برای او اخلاص بیابد  حکمت از قلبش جاری می شود .

حکمت یعنی دانشی که معرفتی وبینشی است وبا عبودیت حضرت حق عجین شده باشد. دانشی که فقط فهمیدن نیست، دانشی که انسان را عبد صالح خدا می کند و او را در برابر خدا خاشع، مسکین مستکین، ذلیل و خاکسار می کند و به انسان می فهماند در برابر خدا چیزی نیست؛ که اصطلاحاً این دانش حکمت نام دارد. پس فعلاً ما اربعین ملکی را شروع می کنیم که راهی طولانی در برابر ماست و با هر اربعین پیشرفتی داریم که منتهی به هدف می شود.

 بهار چله گیری

 آيت الله جوادي آملي فرمودند :

«چله گيري اين است که  انسان چهل روز مراقب قلب و قواي ادراکي خود باشد .و برخلاف رضاي خدا چيزي نينديشد. در طول سال  هم مي توان چله گيري کرد، اما بهار اين کار از اول ذيقعده تا دهم ذيحجه مي باشد. و  اين زمان فرصت بسيار خوبي براي انسان است.در چله‌گیری باید در متن جامعه باشی، ولی بر تمام اعمال و رفتارت رضای خدا را در نظر بگیری.»

 کلید نهایی

علامه حسن زاده آملی می فرمایند: «و من اللیل فتهجد»[8] شبی  داشته باشید، ذکری داشته باشید چانه ای داشته باشید که عقل آن را بگرداند. عقل در اختیار چانه نباشد.[9]

 هشدار

مواظب باشید، مراقب نهال وجودتان باشید که به دست چه کسانی می دهید، تخم رستگاری و ارتقاء مراقبت است حضور است.[10]

توجه

بله عجله نباید کرد، روز اول همه چیز نمی دهند از تو حرکت، از خدا برکت.

خواجه خود صفت بنده پروری داند، تو برای او تعیین تکلیف نکن. بنده خدا مگر این عمر نازنین، وقت نازنین حیف نیست که شما وقتتان را در هجو دیگران بگذرانید. در توحید بکوشید، این آسمان و ملکوت همه وقف توست و تو عمرت را داری برای چه صرف می کنی؟![11]

امام خمینی(ره) در توصیه هایی این چنین می فرمایند:

تا نظر ما به موجودات، نظر ابلیسی و استقلالی است از شراب وصل نخواهیم چشید و به لذت مناجات نمی رسیم  تا در عالم وجود، عزت و کبریا و عظمت و جلال را برای کسی می بینیم و در حجاب بتهای تعینات خلقیه هستیم، سلطان کبریایی حق جل جلاله در قلب ما تجلی نکند.[12]

و حرف آخر

چه زیباست از زبان امام خمینی (ره) آن سالک کوی دوست و صاحب قلب مطمئن خواسته هایمان را از خدا بخواهیم که او این چنین می خواست:

خداوندا! آینه ی دل را به نور اخلاص روشنی بخش و زنگار شرک و دوبینی را از لوح دل پاک گردان و از نفحات و جلوه های خاص خود که مختص اولیای درگاهت است ما را نصیب فرما.

خداوندا! سینه ی سوزناکی به ما عنایت فرما و آتش ندامت در قلب ما بیفکن و کدورت قلبیه ما را برطرف فرما.

 

خداوندا! بندگان از آن تو هستند و به تو متعلقند همه بندگانند و تو خدای آنانی با خدایی خود با آنان رفتار فرما نه با بدی آنان.[13]

 

پی نوشت:


[1] - ر.ک: بحارالانوار، ج67، جامع الاخبار، عده الداعی

[2] - بحارالانوار، ج67، ح25.

[3] - سوره نحل، آیه78

[4] - همان.

[5] - موسوعه عقاید اسلامی، محمدی ری شهری، ج1، ص31.

[6] - سوره ملک، آیه 1

[7] - سوره یس، آیه 83.

[8] - سوره اسراء، آیه79.

[9] - صدو ده اشاره، علامه حسن زاده، ص161.

[10] - همان، ص106.

[11] - همان، ص105 و 100.

[12] - اشکهای پیر جماران، ص27.

[13] - همان، صص87 و 38.

+ نوشته شده توسط واحد پژوهش در سه شنبه پنجم آبان 1388 و ساعت 11:22 |