عنوان:
نکته های ناب (1)
همزمان با ایام دهه کرامت و میلاد پر برکت امام رضا علیه السلام
«واحد پژوهش و فرهنگی مدرسه علمیه رضویه»
بسم الله الرحمن الرحیم
فکر کردیم که در این شب و روزهای نورانی ماه ذیقعده که بهارچله گیری است برای شما که می خواهید حرکت کنید و بروید تا به اوج برسید توشه ای آماده کنیم، نامش را نکته های ناب گذاشتیم ان شاءالله اگر توفیق باشد این کار را ادامه خواهیم داد.
اگرچه امروزه نمی توانیم از محضر بزرگان به طور حضوری استفاده ببریم ولی خوشبختانه کتابها-بوستان های علما- در دسترس قرار دارند تا ما بتوانیم خوشه ای و دسته گلی بچینیم. این دسته گلهای ناب تقدیم شما باد.
چله گیری از جمله رهنمودهای والای دینی است که در شرافت بی نظیر است. و تأثیرات شگرفی بر وجود آدمی می گذارد. از این رو بزرگان دینی ما همواره به سالکین راه حقیقت و ولایت تأکید می کنند که این سنت ناب اسلامی را از دست ندهند. بهترین زمان آن در ماه ذیقعده و دهه اول ذیحجه می باشد. امیدواریم جزوه حاضر راهگشای شما عزیزان باشد.
فضیلت عدد چهل:
قبل از این که به مباحث چله گیری بپردازیم خوب است به فضیلت عدد چهل اشاره ای کنیم:
عدد چهل از ميان اعداد از قداست خاصي برخوردار است. و دراحادیث زیادی از اهل بيت عصمت و طهارت بر آن تکيه شده است. در مورد اهمیت عدد چهل در روایات می توان گفت شاید این عدد رمز تکامل و کنایه از کثرت و تکرار باشد و راز تکرار در وجود آدمی تثبیت شدن ملکات و فضایل انسانی است که به چند نمونه اشاره مي کنيم[1]:
1.«هرکس براي امت من چهل حديث از احاديث مورد نياز آنها در امور مذهبي حفظ کند خداونداورا در روز قيامت فقيه وعالم محشور فرمايد.»
2.«زمين چهل روز در مرگ مؤمن مي گريد.»
3.«چهل روز اخلاص در عمل موجب سرازير شدن حکمت از قلب به زبان مي گردد. »
4.«اگر چهل نفر جمع شوند و دعاکنند خداوند مستجاب مي فرمايد.»
5.«براي انعقاد نطفه حضرت زهراسلام الله علیها رسول خدا صلی الله علیه وآله و سلم به فرمان خدا چهل روز از حضرت خديجه سلام الله علیها عزلت گزيد.»
6.«حضرت آدم علیه السلام درفراق بهشت چهل روز گريست.»
7. «رشد انسان در چهل سالگي به حد کمال مي رسد.»
8.«بيشتر پيامبران در چهل سالگي مبعوث شدند.»
اعمال ماه ذیقعده
این ماه از ماههای حرام و دارای حرمت است که در قرآن مجید بدان اشاره شده است و در روایت است که ذیقعده محل استجاب دعا در وقت شدت و سختی است.
1.در روز يک شنبه ماه ذيقعده نمازي با فضيلت وارد شده و کيفيت آن چنان است که در روز يک شنبه غسل کند و وضو بگيرد و چهاررکعت نماز گذارد در هر رکعت حمد يک مرتبه و توحيد سه مرتبه و معوذتين يکمرتبه سپس استغفار کند هفتاد مرتبه و ختم کند استغفار را به لاحول ولاقوه الا بالله العلي العظيم پس بگويد:
« يا عزيز ويا غفار اغفرلي ذنوبي و ذنوب جميع المؤمنين و المؤمنات فانه لايغفر الذنوب الا انت.»
2.عمل مستحبي ديگر در ماه هاي حرام اينکه سه روز متوالي که پنج شنبه، جمعه و شنبه باشد را روزه بداردکه ثواب نهصد سال عبادت براي او نوشته مي شود .
3. این ماه، ماه زیارتی امام رضا علیه السلام می باشد و روز بيست و سوم به قولي شهادت امام رضا علیه السلام است که زيارت آن حضرت از نزديک و دورسنت است و بزرگان بر آن تأکید داشتند.
4.شب بيست و پنجم، شب دحو الارض است شبی بسیار بافضیلت که رحمت خدا در آن نازل می شود و قیام به عبادت در آن شب مساوی با عبادت صد سال است. دحوالارض(پهن شدن زمین از زیر خانه کعبه بر روی آب) و اعمال آن عبارتست از:
الف)روزه، که روز دحو الارض یکی از چهار روزی است که در تمام سال به فضیلت روزه ممتاز است و مانند روزه هفتاد سال است.
ب) غسل
ج) دورکعت نماز است در وقت چاشت که در هر رکعت بعد از حمد پنج مرتبه سوره والشمس بخواند و بعد از سلام نماز بخواند:
« لا حول ولاقوه الا بالله العلي العظيم» سپس تلاوت دعايي که وارد شده:
«يا مقیل العثرات...»
د)خواندن دعاي مستحبي «اللهم داحي الکعبه...»
گزیده ای از سخنراني استاد سائلي حفظه الله تعالی در شرح حدیث اربعين
ماه ذیقعده یکی از مهم ترین دستورات و اعمالی که دارد؛ مسئله اربعین گیری است و قسمت عمده شرافت این ماه در اربعین گیری او نهفته است؛ و راز فضیلت ذیقعده در همین است و اسرار و بواطن و ملکوت این ماه را باید در اربعین گیری او جستجو کرد.
موسی سلام الله علیه رفت کوه طور، اربعین نگه داشت تا عبادت کند و از غیر ببُرّد تا حتی خودش را هم رها کند. این عبادتی است که موسی علیه السلام به سوی اوحرکت کرده.
نکته دیگر این است که نتیجه ی اربعین برای همه ی انسان ها یکسان نیست.از مهم ترین آثاری که می توانیم برای اربعینی که در روایات ما آمده ذکر کنیم این است که انسان در همان دهه ی آخر اربعین خودش با توجه به استعداد و ظرفیتش موفق می شود که با حضرت جبرئیل ارتباط برقرار کند. اين يکي ازآثارچله گيري است که انسان می تواند با تعدادی از فرشتگانی که با جبرئیل همکاری می کنند و زیر پوشش فرمان های او کار می کنند، ارتباط برقرارکند.
خدای متعال در سوره ی آل عمران وقتی که حضرت مریم سلام الله علیها را توصیف می کند او را به عنوان کسی معرفی می کند که توانسته با جبرئیل مکالمه کند.
پیامبر مکرم اسلام صلی الله علیه و آله فرمود که:
«مَن أخلَصَ للهِ أربَعینَ صَباحاً فَجَّرَ اللهُ یَنابیعَ الحِکمَةِ مِن قَلبِهِ عَلی لِسانِهِ»[2]
این حدیث نمی خواهد بگوید، هرکس یک اربعین نگه دارد تا به اخلاص برسد،آن وقت «فَجَّرَ اللهُ یَنابیعَ الحِکمَةِ مِن قَلبِهِ عَلی لِسانِهِ»،چون می گوید: «أخلَصَ للهِ» کسی که چهل روز اعمالش را خالصانه انجام دهد، این معنای «فَجَّرَ اللهُ یَنابیعَ الحِکمَةِ»، نیست. معنایش این است که آن اربعین را در اخلاص نگه دارد. اربعینش در اخلاص باشد. به عبارت دیگر، یک اربعین در مراتب چهل گانه ی اخلاص، داشته باشد تا این که به مراحل پایانی اخلاص دست پیدا کند. به عبارت دیگر روز اول در منزل اول اخلاص، باشد. روز سی ام در منزل سی ام اخلاص حضور داشته باشد. و همین طور توی اخلاص باید سیر کند. اگر کسی این اربعین را درست برگزار کرد، پیامبر بزرگوار ما صلی الله علیه و آله وسلم می فرمایند: خداوند منفجر می کند منابع حکمت را از قلبش به طرف زبانش.
این منابع حکمت در دل آدمی است.
«وَ اللهُ أخرَجَکُم مِن بُطونِ أمَّهاتِکُم لا تَعلَمونَ شَیئاً »[3]
آیه از یک سو می فرماید: وقتی خداوند شما را از بطون امهات تان خارج کرد، چیزی نمی دانستید. بعد می فرماید:« جَعَلَ لَکُم السَّمعَ و الا بَصَارَ و الأفئِدَةَ»[4]؛چرا می فرماید این ها را برای شما قرار دادیم. یعنی ابزار هایی هستند که با این ها می توانید شما علم را به دست بیاورید.
اربعین همین کار ها را می کند دل را پاک می کند،و منابع حکمت را در دل انسان فیضان می دهد.
آن حکمت را خداوند ، از کانال وجودی حضرت جبرئیل علیه السلام جریان مي دهد. مرحله نازل تر، یعنی محلی که می خواهد آن منابع داخل آن قرار بگیرد، دل انسان است، پس دل را باید لای روبی کرد.
«لَیسَ العِلمُ فِی السَّماءِ فَیُنزِلُ إلَیکُم وَ لا فی تُخومِ الأرضِ فَیُخرِجُ لَکُم وَ لکِنَّ العِلمَ مَجبولٌ فی قُلوبِکُم تَأدَّبوا بِآداب الروحانیین یظهر لکم»[5]علم را توی آسمان ها نگردید که بر شما مثل باران فرو بریزد ، و در اعماق زمین نیست که مثل چشمه و قنات از پایین بزند بالا، «و لکنَّ العِلمَ مَجبولٌ » علم مجبول شده، جبلّه شده، سرشته شده، ذاتی شده در دل شما، یعنی باید از دل شروع کنید.
بعد حضرت فرمودند:
«تَأدَّبوا بِآدابَ الروحانیین یُظهر لَکُم» ظاهرشود برای شما، این کلمه، «وَ لکِنَّ العِلمَ مَجبولٌ فی قُلوبِکُم» معنایش این نیست که در دل شما منابع هست. معنایش این است، که علم ارتباط ذاتی با دل شما دارد. علم اگر برای کسی بخواهد حاصل شود لاجرم و لابدباید از طریق دل باشد. بنابراین باید خانه تکانی کنید.
خانه خالی کن که تا منزلگه جانان شود
کاین هوسناکان دل و جان جای دیگر می کنند
انواع ولادت
ایشان در سخنرانی دیگری در این مورد می فرمایند:
ما نیاز داریم دو بار ولادت بیابیم ولادت دنیایی و جسمانی از رحم مادر و ولادت معنوی و روحی.
در ولادت اول (ولادت بدنی)، وارد ملک می شویم و در ولادت دوم (ولادت روحی)، وارد ملکوت می شویم در هر دوی این ولادت ها نیاز به تلاش داریم و باید فشار را تحمل کنیم و مراحلی را طی کنیم تا ولادت یابیم.
ما در ملک زندانی هستیم باید این قدر بزرگ شویم تا زندان را بشکنیم و به ملکوت برویم. و اگر در ولادت ملکی رشد نکنیم و نرسیم این عین مردن است.
همانطور که جنین با حرکت آرام و پیوسته و منطقی رشد می کند در ولادت ملکوتی هم با نظم منطقی باید به خودمان فرصت دهیم تا ظرفیت های زیادی پیدا کنیم. مثلاً صبر ما ملکی است ولی صبر پیامبران ملکوتی است. خوابهای ما تصرفات خیال ماست ولی خوابهای صادق یک هفتادم نبوت است. در ولادت ملکوتی با حقایق و ظرایف بیشتر و مدرنتری آشنا می شوید که فوق العاده شیرین تر و شیداکننده تر است. در ولادت ملکی خداوند می فرماید: «تبارک الذی بیده الملک»[6] یعنی بینشمان همین مقدار است که نعمت ها را می بینیم و می گوییم در ملکوت، خدا را تسبیح می کنیم ولی در ملکوت «سبحان الذی بیده ملکوت کل شیء»[7] آن قدر با خدا آشنا می شویم که می فهمیم بزرگتر از شکر و سپاس ماست. در ملکوت با جبرئیل و میکائیل و عزرائیل و ملائکه خدا آشنا می شویم و رفتارهای آنها را می بینیم.
فرق های اربعین ملکی و ملکوتی
اربعین ملکی با ملکوتی فرق دارد. اربعین ملکی برمی گردد به رفتارهای آدمی و افعال انسان، روحیات و اخلاقیات. آدمی در این اربعین رفتارش را درست می کند و به سراغ امور بیرون از وجود می رود ولی در اربعین ملکوتی به آنچه از آنها سر می زند و اصل وجود و درون و باطن و ذات و حقیقت را آباد می کند، بر می گردد. فرق است بین اصلاح و تطهیر، گاهی اصلاح و تطهیر مربوط به رفتار، روحیه یا مسائل روانی است. و گاهی اصلاح و تطهیر مربوط است به آنچه از وجود آدمی صادر می شود. باید سراغ اصل رفت. در اربعین ملکی شخص چهل حدیث حفظ می کند تا به دیگران کمک کند یا چهل روز روزه می گیرد و یا چهل روز از کارهای بد و خلق بد اجتناب می کند ولی در اربعین ملکوتی چهل روز ذات و حقیقتش، وجودش، دلش را تطهیرمی کند تا فقط دل را به تماشای خدا وادارد و با عمق نگاهش که مادی نیست غرق در نگاه خدا می شود. چهل روز دل او از یاد خدا باز نمی ماند و حریم خدا می شود، کعبه و بیت المعمور می شود. در نتیجه چشمه های حکمت از دلش به زبانش سرازیر می شود و فوران می کند و باعث تطهیر همه ی آلودگی ها می شود.
در اربعین ملکوتی می خواهد عبادت وسجده واخلاص خودش را هم نبیند در روایت من اخلص نمی گوید اخلاص نسبت به عبادت وخوردن وخوابیدن پیدا کنید؛ بلکه می گوید کسی که برای او اخلاص بیابد حکمت از قلبش جاری می شود .
حکمت یعنی دانشی که معرفتی وبینشی است وبا عبودیت حضرت حق عجین شده باشد. دانشی که فقط فهمیدن نیست، دانشی که انسان را عبد صالح خدا می کند و او را در برابر خدا خاشع، مسکین مستکین، ذلیل و خاکسار می کند و به انسان می فهماند در برابر خدا چیزی نیست؛ که اصطلاحاً این دانش حکمت نام دارد. پس فعلاً ما اربعین ملکی را شروع می کنیم که راهی طولانی در برابر ماست و با هر اربعین پیشرفتی داریم که منتهی به هدف می شود.
بهار چله گیری
آيت الله جوادي آملي فرمودند :
«چله گيري اين است که انسان چهل روز مراقب قلب و قواي ادراکي خود باشد .و برخلاف رضاي خدا چيزي نينديشد. در طول سال هم مي توان چله گيري کرد، اما بهار اين کار از اول ذيقعده تا دهم ذيحجه مي باشد. و اين زمان فرصت بسيار خوبي براي انسان است.در چلهگیری باید در متن جامعه باشی، ولی بر تمام اعمال و رفتارت رضای خدا را در نظر بگیری.»
کلید نهایی
علامه حسن زاده آملی می فرمایند: «و من اللیل فتهجد»[8] شبی داشته باشید، ذکری داشته باشید چانه ای داشته باشید که عقل آن را بگرداند. عقل در اختیار چانه نباشد.[9]
هشدار
مواظب باشید، مراقب نهال وجودتان باشید که به دست چه کسانی می دهید، تخم رستگاری و ارتقاء مراقبت است حضور است.[10]
توجه
بله عجله نباید کرد، روز اول همه چیز نمی دهند از تو حرکت، از خدا برکت.
خواجه خود صفت بنده پروری داند، تو برای او تعیین تکلیف نکن. بنده خدا مگر این عمر نازنین، وقت نازنین حیف نیست که شما وقتتان را در هجو دیگران بگذرانید. در توحید بکوشید، این آسمان و ملکوت همه وقف توست و تو عمرت را داری برای چه صرف می کنی؟![11]
امام خمینی(ره) در توصیه هایی این چنین می فرمایند:
تا نظر ما به موجودات، نظر ابلیسی و استقلالی است از شراب وصل نخواهیم چشید و به لذت مناجات نمی رسیم تا در عالم وجود، عزت و کبریا و عظمت و جلال را برای کسی می بینیم و در حجاب بتهای تعینات خلقیه هستیم، سلطان کبریایی حق جل جلاله در قلب ما تجلی نکند.[12]
و حرف آخر
چه زیباست از زبان امام خمینی (ره) آن سالک کوی دوست و صاحب قلب مطمئن خواسته هایمان را از خدا بخواهیم که او این چنین می خواست:
خداوندا! آینه ی دل را به نور اخلاص روشنی بخش و زنگار شرک و دوبینی را از لوح دل پاک گردان و از نفحات و جلوه های خاص خود که مختص اولیای درگاهت است ما را نصیب فرما.
خداوندا! سینه ی سوزناکی به ما عنایت فرما و آتش ندامت در قلب ما بیفکن و کدورت قلبیه ما را برطرف فرما.
خداوندا! بندگان از آن تو هستند و به تو متعلقند همه بندگانند و تو خدای آنانی با خدایی خود با آنان رفتار فرما نه با بدی آنان.
[13]
پی نوشت:
[1] - ر.ک: بحارالانوار، ج67، جامع الاخبار، عده الداعی
[2] - بحارالانوار، ج67، ح25.
[5] - موسوعه عقاید اسلامی، محمدی ری شهری، ج1، ص31.
[9] - صدو ده اشاره، علامه حسن زاده، ص161.
[12] - اشکهای پیر جماران، ص27.